جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: جامیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اییاوصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدرین نشیمن حرمان مکن به کس پیوندکه هر کسی که نهی دل بر آشنایی او22نقل کریںاگر مخالف طور تو باشد اوضاعشعذاب روح شود صحبت ریایی او33نقل کریںوگر موافق طبع تو افتد اخلاقشمذاق مرگ دهد شربت جدایی او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که دل بر عشوه گیتی نهادبر حذر باش از غرور و جهل اوجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 39اگلی نظمتا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دستنامدت باور که ناید هیچ کار از دست توجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 41◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمتا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دستنامدت باور که ناید هیچ کار از دست توجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 41