جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»غزلیات»غزل شمارهٔ 278غزل شمارهٔ 278شاعر: جامیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: هصنف: غزلآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدلا بین ز توبه به کارم گرهقل استغفرالله مما کره2نقل کریںچو مطرب خراشد رگ چنگ راز کارم گشاید به ناخن گره3نقل کریںچو شب ماه را تیر آهم بخستعذار تو پوشید مشکین زره4نقل کریںچو بینی لبش جامی از پا بیفتهمانجا که می می خوری سربنه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر هر حرام بودی چون باده مست کارههمواره مست بودی شیخ حرامخوارهجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277اگلی نظمای سر کوی تو اقلیم بلادل در او جان کرده تسلیم بلاجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 279ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر هر حرام بودی چون باده مست کارههمواره مست بودی شیخ حرامخوارهجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277