جامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 16بخش 16شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںگناهکاری را پیش خلیفه آوردند خلیفه به عقوبتی که مستحق آن شده بود فرمان داد گفت: ای امیرالمؤمنین انتقام بر گناه عدل است و تجاوز از آن فضل، و پایه همت امیرالمؤمنین از آن عالیتر است که از آنچه بلندتر است تجاوز نماید و به آنچه فروتر است فرود آید.نقل کریںخلیفه را سخن وی خوش آمد، گناه وی را عفو فرمود.نقل کریںعفو گناه فضل بود انتقام عدلزان تا به این ز چرخ برین تا زمین ره استنقل کریںکی فضل را گذارد و آرد به عدل رویدانا که از تفاوت این هر دو آگه است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجوانی را به دزدی گرفتند. خلیفه حکم کرد که دستش ببرند تا از مال مسلمانان کوتاه شود. جوان بنالید و گفت: ای خلیفه،مرا به دست چپ و راست چون خدا آراستجامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 15اگلی نظمکودکی از بنی هاشم با یکی از ارباب مکارم بی ادبی کرد، شکایت به عمش بردند، خواست تا وی را ادب کند گفت: ای عم من کردم آنچه کردم و عقل من با من نبود، تو بکن آنچه می کنی و عقل تو با توست.گر سفیهی به حکم نفس و هواجامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 17زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزین سال و ماه فرصت کارت منزه استمژگان دمی که سایه کند روز بیگه استبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 558آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجوانی را به دزدی گرفتند. خلیفه حکم کرد که دستش ببرند تا از مال مسلمانان کوتاه شود. جوان بنالید و گفت: ای خلیفه،مرا به دست چپ و راست چون خدا آراستجامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 15
اگلی نظمکودکی از بنی هاشم با یکی از ارباب مکارم بی ادبی کرد، شکایت به عمش بردند، خواست تا وی را ادب کند گفت: ای عم من کردم آنچه کردم و عقل من با من نبود، تو بکن آنچه می کنی و عقل تو با توست.گر سفیهی به حکم نفس و هواجامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 17