شاعر: جامی
کوژپشتی را گفتند: آن می خواهی که خدای تعالی پشت تو را چون دیگران راست گرداند یا آن که پشت دیگران را چون تو کوژ گرداند؟ گفت: آنکه همه را چون من کوژ گرداند تا به آن چشمی که ایشان در من نگریسته اند من نیز به همان چشم در ایشان نگرم.
خوش آنکه خصم به عیبی که طعنه تو زند
به رغم وی ز چنان عیب رسته بنشینی
وز این نشستن بی عیب خوشتر آن باشد
که مبتلا شده او را به عیب خود بینی
زمین
به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3063
ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی
گرسنه آمد و با نان همیکند بینی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3078
از این درخت بدان شاخ و بر نمیبینی
سه شاخ داری کور و کری و گرگینی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3095
شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 625
فارسی متن کا ماخذ: گنجور