شاعر: جامی
پنج پایک را گفتند چرا به شکل کج پیکران افتادی و پای در میدان کجروی نهادی؟ گفت: از مار تجربه برداشتم که با آن راستی و راستروی همیشه از سنگ جفا سرکوفته است یا از زخم ستم دم بریده.
هرجا پری به صورت خود گردد آشکار
او را چو جان کشند در آغوش خویش تنگ
هرجا به شکل راست برآید به سان مار
سنگین دلان ز دور زنندش به چوب و سنگ
زمین
ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ
مثلت نزاد مادر ایام شوخ و شنگ
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1219
زان می، که گر سرشکی از آن درچکد به نیل
صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 78
پیدا شود که مرد کدامست و زن کدام
در تنگنای حلقهٔ مردان به روز جنگ
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 157
آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
از جوش لاله شیشه پرباده گشت سنگ
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5230
سوزنی - رحمه الله تعالی، وی از نسف بوده است، و به تحصیل به بخارا آمد و بر شاگرد سوزنگری عاشق شد و به شاگردی استاد وی رفت و در آن مهارتی تمام حاصل کرد و هزل بر طبیعت وی غالب بود، بنابر آن هذیانات بسیار گفته است، و این دو بیت از قصیده ایست که در اعتذار از آنها می گوید:
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ
جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 17 - سوزنی
فارسی متن کا ماخذ: گنجور