صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 40 - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناس

بخش 40 - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناس

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

هر چه بینی به زیر چرخ کبود

که کند جنبش از عدم به وجود

2

گرچه اول نموده روی اینجاست

جنبش آن ز عالم بالاست

3

نیست روزی به نزد ما و شبی

کش نباشد ز آسمان سببی

4

بی سبب ز آسمان نتابد نور

بی سبب بر زمین نجنبد مور

5

لاجرم نکته جوی دانش کیش

چرخ پیما به فکر دور اندیش

6

ز اختلافات گردش افلاک

مختلف وضع ها کند ادراک

7

بیند از هر یکی جدا اثری

کان اثر را نبیند از دگری

8

آورد حکم های گوناگون

از برای جهانیان بیرون

9

زید احکام سعد و نحس شناس

زان به امید جفت زین به هراس

10

آن به هر دولتش نوید آرد

وین خلل در ره امید آرد

11

به چنین علم جمله محتاجند

خاصه آنان که صاحب تاج اند

12

هست در رزم و بزم و گشت و شکار

اختیارات وقتشان در کار

13

زان کز آسیبشان فتد به مثل

در همه کار و بار خلق خلل

14

همه عالم تن اند و ایشان دل

کار بر تن ز دل بود مشکل

15

تا بود دل درون تن به صلاح

به صلاح است تن صباح و رواح

16

ور فسادی به دل رسد ناگاه

به همه تن فساد یابد راه

17

ای بسا حکم های روشن و راست

همچو الهام و وحی بی کم و کاست

18

که جهد از زبان اهل نجوم

صدق آن عاقبت شود معلوم

19

بنده را روی در خلد آرد

صورت بندگی بجا آرد

20

دل او زین سرا بگرداند

رخش همت بدان سرا راند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود یعقوب بن حسن شاهی

آسمان جمال را ماهی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 39 - حکایت سیاست یعقوب سلطان آن عوان شیرازی را

اگلی نظم

بود در دولت نظام الملک

آن فلک بحر فضل او را فلک

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 41 - حکایت نظام الملک و منجم موصلی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور