صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 39 - حکایت سیاست یعقوب سلطان آن عوان شیرازی را

بخش 39 - حکایت سیاست یعقوب سلطان آن عوان شیرازی را

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود یعقوب بن حسن شاهی

آسمان جمال را ماهی

2

نوجوانی که نارسیده بسی

بود کارش به غور کار رسی

3

ملکی از شام تا خراسان داشت

وز بدی ها دلی هراسان داشت

4

پشت ظلم آوران شکست از وی

صیت نوشیروان نشست از وی

5

روزی آمد ز خطه شیراز

رقعه ای پر دعای اهل نیاز

6

که فلان ظالم ستم پیشه

به کف آورده از قلم تیشه

7

می زند بیخ بندگان خدای

ای خداوند مرحمت فرمای

8

سوی تبریز خواند آن سگ را

یعنی آن بد نهاد بد رگ را

9

آه اگر سگ بگیردم دامن

که چه کین بودت این همه با من

10

کاندر این قصه چون سخن راندی

آن عوان را به نام من خواندی

11

شاهش القصه پیش خویش نشاند

رقعه سر تا به پای بر وی خواند

12

گرچه انکار کرد ز اول کار

کرد آخر به آنچه بود اقرار

13

شاه چاچی کمان نهادبه دست

ناوک جان ستان گشاد ز شست

14

هدف تیر خشم کرد او را

همچو سگ چار چشم کرد او را

15

آری آن تیر ازو چو کرد گذر

شد گشاده بر او دو چشم دگر

16

تا به آنها سزای خود بیند

کار بد را سزای بد بیند

17

حیف ازان دست و شست و تیر و کمان

که چنان شه ز جور دور زمان

18

آفت باد بی نیازی یافت

روی ازین صورت مجازی تافت

19

لطف ایزد نثار جانش باد

فضل حق راحت روانش باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بشنو ای خواجه این حکایت را

بنگر این دانش و درایت را

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 38 - نصیحتی منجی از فضیحت و ملامت مفضی به سلامت

اگلی نظم

هر چه بینی به زیر چرخ کبود

که کند جنبش از عدم به وجود

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 40 - گفتار در احتیاج پادشاهان در مراحل امید و هراس به حکیمان فلک پیمای و منجمان ستاره شناس

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور