صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 52 - نصیحت کردن حکیم سلامان را

بخش 52 - نصیحت کردن حکیم سلامان را

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون شه از پند سلامان شد خموش

شد حکیم اندر نصیحت سخت کوش

2

گفت کای نوباوه باغ کهن

آخرین نقش بدیع کلک کن

3

حرفخوان دفتر هفت و چهار

خط شناس صفحه لیل و نهار

4

خازن گنجینه آدم تویی

نسخه مجموعه عالم تویی

5

قدر خود بشناس و مشمر سرسری

خویش را کز هر چه گویم برتری

6

آن که دست قدرتش خاکت سرشت

حرف حکمت در دل پاکت نوشت

7

پاک کن از نقش صورت سینه را

روی در معنی کن آن آیینه را

8

تا شود گنج معانی سینه ات

غرق نور معرفت آیینه ات

9

چشم خویش از طلعت شاهد بپوش

بیش ازین در صحبت شاهد مکوش

10

چیست شاهد صورتی پر عار و عیب

از هوس نی دامنش پاک و نه جیب

11

بر چنین آلودگی مفتون مشو

وز حریم عافیت بیرون مشو

12

نطفه در تن مایه بخش جان توست

قوت اعضا قوت ارکان توست

13

ای ز شهوت با تن و جان در ستیز

گوش دارش خواهی و خواهی بریز

14

بودی از آغاز عالی مرتبه

بر فراز چرخ بودت کوکبه

15

شهوت نفست به زیر انداخته

در حضیض خاک بندت ساخته

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت با روباه بچه مادرش

چون به باغ میوه آمد رهبرش

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 51 - حکایت روباه و روباه بچه

اگلی نظم

با خروس آن تاجدار سرفراز

آن مؤذن گفت در وقت نماز

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 53 - حکایت خروس و مؤذن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور