جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 51 - حکایت روباه و روباه بچهبخش 51 - حکایت روباه و روباه بچهشاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفت با روباه بچه مادرشچون به باغ میوه آمد رهبرش2نقل کریںمیوه چندان خور که بتوانی به تگرستگاری یافتن ز آسیب سگ3نقل کریںگفت ای مادر چو بینم میوه راکی توانم کار بست این شیوه را4نقل کریںحرص میوه پرده هوشم شودوز گزند سگ فراموشم شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون سلامان آن نصیحت گوش کردبحر طبع او ز گوهر جوش کردجامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 50 - جواب گفتن سلامان پادشاه رااگلی نظمچون شه از پند سلامان شد خموششد حکیم اندر نصیحت سخت کوشجامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 52 - نصیحت کردن حکیم سلامان راماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون سلامان آن نصیحت گوش کردبحر طبع او ز گوهر جوش کردجامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 50 - جواب گفتن سلامان پادشاه را
اگلی نظمچون شه از پند سلامان شد خموششد حکیم اندر نصیحت سخت کوشجامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 52 - نصیحت کردن حکیم سلامان را