صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 74 - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد

بخش 74 - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

باشد اندر صورت هر قصّه‌ای

خرده‌بینان را ز معنی حصه‌ای

2

صورت این قصه چون اتمام یافت

بایدت از معنی آن کام یافت

3

وضع این را راهدانی کرده است

کاو به سر کار راه آورده است

4

زان غرض نی قیل و قال ما و توست

بلکه کشف سرّ حال ما و توست

5

کیست از شاه و حکیم او را مراد‌؟

وان سلامان چون ز شه بی‌جفت زاد‌؟

6

کیست ابسال از سلامان کامیاب‌؟

چیست کوه آتش و دریای آب‌؟

7

چیست ملکی کان سلامان را رسید‌؟

چون وی از ابسال دامان را کشید‌؟

8

کیست زهره کآخر از وی دل ربود‌؟

زنگ ابسالش ز آیینه زدود

9

شرح اینها یک به یک از من شنو

پای تا سر گوش باش و هوش شو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لطف او مرهم نه هر سینه ریش

قهر او کینه کش هر ظلم کیش

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 73 - وصیت کردن پادشاه سلامان را

اگلی نظم

صانع بی‌چون چو عالم آفرید

عقل اول را مقدم آفرید

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 75 - در بیان آنکه مقصود از اینها که مذکور شد چیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور