صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 157 - خبر یافتن زین العابدین از مدیح فرزدق و دوازده هزار درم فرستادن برای وی و گفتن فرزدق که من اشعار بسیار گفته بودم و مدایح دروغ آورده این ابیات بهر کفارت بعضی از آنها گفتم برای خدای عز و جل و دوستی فرزندان رسول الله صلی الله علیه و سلم

بخش 157 - خبر یافتن زین العابدین از مدیح فرزدق و دوازده هزار درم فرستادن برای وی و گفتن فرزدق که من اشعار بسیار گفته بودم و مدایح دروغ آورده این ابیات بهر کفارت بعضی از آنها گفتم برای خدای عز و جل و دوستی فرزندان رسول الله صلی الله علیه و سلم

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

قصه مدح بوفراس رشید

چون بدان شاه حق شناس رسید

2

از درم بهر آن نکو گفتار

کرد حالی روان ده و دو هزار

3

بوفراس آن درم نکرد قبول

گفت مقصود من خدا و رسول

4

بود ازان مدح نی نوال و عطا

زانکه عمر شریف را ز خطا

5

همه جا از برای هر همجی

کرده ام صرف در مدیح و هجی

6

تافتم سوی این مدیح عنان

بهر کفارت چنان سخنان

7

قلته خالصا لوجه الله

لا لان استعیض ما اعطاه

8

قال زین العباد و العباد

مانؤدیه عوض لا نرتاد

9

زانکه ما اهل بیت احسانیم

هر چه دادیم باز نستانیم

10

ابر جودیم بر نشیب و فراز

قطره از ما به ما نگردد باز

11

آفتابین بر سپهر علا

نفتد عکس ما دگر سوی ما

12

چون فرزدق به آن وفا و کرم

گشت بینا قبول کرد درم

13

از برای خدای بود و رسول

هر چه آمد ازو چه رد چه قبول

14

بود ازان هر دو قصدش الحق حق

می کنم من هم از فرزدق دق

15

رشحه ای زان سحاب لطف و نوال

که رسیدش ازان خجسته مال

16

زان حریفم اگر رسد حرفی

بندم از دولت ابد طرفی

17

صادقی از مشایخ حرمین

چون شنید آن نشید دور از شین

18

گفت نیل مراضی حق را

بس بود این عمل فرزدق را

19

کز جز اینش ز دفتر حسنات

برنیاید نجات یافت نجات

20

مستعد شد رضای رحمان را

مستحق شد ریاض رضوان را

21

زانکه نزدیک حاکم جائر

کرد حق را برای حق ظاهر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون هشام آن قصیده غرا

که فرزدق همی نمود انشا

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 156 - تمام شدن انشاء قصیده فرزدق در مدح امام زین العابدین رضی الله عنه و غضب کردن هشام بر فرزدق و حبس کردن وی

اگلی نظم

مادح اهل بیت در معنی

مدحت خویشتن کند یعنی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 158 - در بیان آنکه مدح اهل بیت رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم در حقیقت مدح مادح است به محبت و مناسبت با ایشان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور