صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 24 - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از وی

بخش 24 - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از وی

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بشنو این قصه را که نوشروان

روزی از باده خواست نوش روان

2

روشن اندیشگان پاک سرشت

ساز کردند مجلسی چو بهشت

3

ساقیان در نوای نوشانوش

مطربان بر سپهر برده خروش

4

ساقیی برگرفت ساغر زر

برده تا شاه معدلت گستر

5

دست او سست شد ز هیبت شاه

خلعت شاه شد ز باده تباه

6

خاطر شاه را به هم برزد

آتش خشمش از درون سرزد

7

گفت خواهم چو باده خون تو ریخت

همچو جرعه به خاک راه آمیخت

8

ساقی از شه چو این وعید شنید

وز وی امضای آن نداشت بعید

9

برگرفت از میان صراحی را

ریخت بر وی روان صراحی را

10

زد بر او بانگ کای تباه سیر

چیست این عذر از گناه بتر

11

گفت شاها چو آمد اول کار

از من این جرم خالی از هنجار

12

وان نبود آنچنان که بستیزی

به همان جرم خون من ریزی

13

جرم دیگر بر آن بیفزودم

تخت و تاجت به باده آلودم

14

تا چو در کشتنم بر آری تیغ

کس نگوید به کشورت که دریغ

15

کین شهنشاه معدلت پیشه

تافت زین پیشه روی اندیشه

16

یافت از دور چرخ دیر مدار

دامن عدل او ز ظلم غبار

17

شد مرا با درون آشفته

کردنی کرده گفتنی گفته

18

کوتهم شد بر این دقیقه سخن

بعد ازین هر چه بایدت آن کن

19

شاه گفت ای بر آتشم زده آب

طبع چون آب تو به لطف چو آب

20

گرچه بود از نخست بد کارت

عذر کار تو خواست گفتارت

21

عفو کردم جنایت تو تمام

شکر این عفو را بگردان جام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود شاهی به فضل و دانش و رای

راحت جان بندگان خدای

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 23 - حکایت شکایت آن پادشاه از استیلای صفت غضب بر وی پیش آن حکیم و معالجه فرمودن حکیم آن را

اگلی نظم

پیش سوداییان تخت و جلال

نیست جز تاج جود رأس المال

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 25 - گفتار در فضیلت جود و کرم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور