صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 160 - در تفسیر قوله تعالی: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

بخش 160 - در تفسیر قوله تعالی: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

معنی انما یرید الله

آن بود پیش عارف آگاه

2

که خدا را ز لوث رجس و فساد

هست تطهیر اهل بیت مراد

3

نیست پوشیده بر اولوالأفهام

که بود رجس بدترین آثام

4

چون بود رجس زلت و عصیان

نیست تطهیر آن بجز غفران

5

پس همه اهل بیت مغفورند

وز عقوبات آخرت دورند

6

از گنه چون بریست ذمتشان

نتوان بهر آن مذمتشان

7

از معاصی مدارشان معصوم

وز ذمایم مسازشان مذموم

8

از یکی گر جریمه ای دانی

کش نهفتن به شرع نتوانی

9

بر وی احکام شرع اجرا کن

زانچه مشروع نی تبرا کن

10

به طبیعت مکن در آن مدخل

دین خود را بدان مکن مختل

11

ور شود با یکی ز صحبت نبی

در مقام جفا و بی ادبی

12

زان حکایت به لطف منعش کن

با وی از حکم شرع گوی سخن

13

لب به گفتار ناسزا مگشای

ناسزا را به ناسزا مزدای

14

به تعصب مگوی دشنامش

جز به حسن ادب مبر نامش

15

چه عجب کز وی آن کلام فضول

در گذارند بهر روح رسول

16

تو مؤاخذ شوی به آن هذیان

که تو را یافت بر زبان جریان

17

اهل بیت طهارتند اینها

نور چشم بصارتند اینها

18

اختر برج شرع و ایمانند

گوهر درج صدق و احسانند

19

بهره مندند از نبی و نبیه

کالولد گفته اند سر ابیه

20

همه جزوند زان چراغ سبل

هست در جزو شمه ای از کل

21

آید آن شمه مایه تأثیر

جزو همچون مس است و آن اکسیر

22

چون ز اکسیر رو نماید اثر

مس اگر کوهاست گردد زر

23

گشته ز اکسیر زر ناب این مس

گ چه مس می‌نماید اندر حس

24

پیش حس مس و پیش عقل زر است

پیش آن سنگ و پیش این گهر است

25

مکن از حس زر و گهر را رد

که اغالیط حس ندارد حد

26

گر زر ناب از مس آلاید

قیمت زر ازان نفرساید

27

رنگ مس نیست بر رخ زر غش

بهر بیگانگان بود روکش

28

آن بود غش که زرگر قلاب

مس نماید به صورت زر ناب

29

تا بدان ابلهی فریب خورد

گیرد آن مس قلب و زر شمرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که را رفض خلق شد خلق است

نه خلق بلکه ننگ ما خلق است

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 159 - در مذمت آنان که صحابه کرام را رضی الله عنهم مذمت می کنند و بیان آنکه مذمت جاهل در حقیقت محمدت است و محمدت او مذمت

اگلی نظم

همچو این جاهلان جاه طلب

که غلو کرده در علو نسب

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 161 - در مذمت آن طایفه شقاوت مال که خود را آل نبی و اهل بیت او شمرند صلی الله علیه و علی آله و سلم: و حال آنکه نباشند. قال صلی الله علیه و سلم: لعن الله الداخل فینا بغیر نسب و الخارج عنا بغیر سبب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور