صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 161 - در مذمت آن طایفه شقاوت مال که خود را آل نبی و اهل بیت او شمرند صلی الله علیه و علی آله و سلم: و حال آنکه نباشند. قال صلی الله علیه و سلم: لعن الله الداخل فینا بغیر نسب و الخارج عنا بغیر سبب

بخش 161 - در مذمت آن طایفه شقاوت مال که خود را آل نبی و اهل بیت او شمرند صلی الله علیه و علی آله و سلم: و حال آنکه نباشند. قال صلی الله علیه و سلم: لعن الله الداخل فینا بغیر نسب و الخارج عنا بغیر سبب

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

همچو این جاهلان جاه طلب

که غلو کرده در علو نسب

22

پدر و مادر از نسب عاری

پسر افتاده در نسب داری

33

دی پدر از اراذل قروی

پسر امروز سید علوی

44

مادرش لولی و پدر لالا

از زند دم ز حیدر و زهرا

55

سازد از آل مصطفی خود را

گوید از نسل مرتضی خود را

66

گوید این لیک خلق و فعل و فنش

می کند دمبدم دروغ زنش

77

پسری کش پدر مغیره بود

مر نبی را چه سان نبیره بود

88

کی بود ز اهل بیت آن نااهل

که گریزد ز جهل او بوجهل

99

زد خری لاف با خران دگر

که مرا رخش رستم است پدر

1010

داد از آنها یکی جوابش باز

که گواه تو بس دو گوش دراز

1111

پشک در نافه شد که من مشکم

می دهد بوی خوش تر و خشکم

1212

نافه را چون گشاد مشک فروش

شد سیه زان گزاف گفتن روش

1313

روبهی گفت با شتر که عمو

ز کجا می رسی درست بگو

1414

می رسم گفت حالی از حمام

شسته ام ز آب سرد و گرم اندام

1515

گفت روبه که شاهدی اینت

بس بود دست و پای چرکینت

1616

اثر شستن همه اعضا

هست بر پاشنه تو را پیدا

1717

می ندانم که با ولی و نبی

این چه گستاخی است و بی ادبی

1818

ناکسان چون کنند و بی باکان

نسبت خویش با چنان پاکان

1919

مایه زرقو قلبی و دغلی

چون بود نقد مصطفی و علی

2020

مرغ مایل به دانه تلبیس

چون بود ز آشیانه تقدیس

2121

میوه بد مذاق تلخ سرشت

چون بود حاصل از درخت بهشت

2222

کی چو نافه خریطه سرگین

فتد از ناف آهوی مشکین

2323

هذیان مسیلم کذاب

چون بود زاده حدیث و کتاب

2424

چون بود موجبه مقدمتین

سلب شر است در نتیجه و شین

2525

می دهد سلب در نتیجه شان

که نشد آن ز موجبات عیان

2626

لعن الله تارکا لادب

داخلا بینهم بغیر نسب

2727

باد لعنت بر آن که مهره خر

کرد پیوند سلک در و گهر

2828

باد لعنت بر آن که دیده بدوخت

خاک تیره به نرخ مشک فروخت

2929

باد لعنت بر آن که روی اندود

کرد مس را و همچو زر بنمود

3030

پیش ازین فاضلان بسی بودند

که ز کسب و هنر نیاسودند

3131

بود در هر زمان و در هر حال

سعیشان در مزید فضل و کمال

3232

هنری جا نکرد در دلشان

که به کوشش نگشت حاصلشان

3333

نسب اهل بیت بر خواندند

لیک در کسب آن فرو ماندند

3434

با کمال جلی و قدر سنی

نه حسینی شدند نه حسنی

3535

حبذا قابلان این دوران

کز حسب آنچه بود در امکان

3636

عمر در جست و جو به سر بردند

تا ز امکان به فعلش آوردند

3737

بعد ازان پای سعی فرسودند

در نسب راه کسب پیمودند

3838

از نسب نامه های آل رسول

هر نسب شان که اوفتاد قبول

3939

نسبت خویشتن بدان کردند

گوهر خویش را عیان کردند

4040

ساختند آل خویش را به ستم

همچو استاد آلگر به بقم

4141

شد ز جولاهگی و مال گری

حالشان منتقل به آلگری

4242

لیک باشد به حکم عقل محال

که گلیم سیاه گردد آل

4343

آن خسان کین محال می طلبند

زرد رویی آل می طلبند

4444

بفرست ای خدای حجاجی

بر سر او ز معدلت تاجی

4545

تا چنان کاولین ز نفس جهول

کرد جد در زوال آل رسول

4646

کند این آخرین به دانش و داد

دفع این زادگان شر و فساد

4747

شوید از آب تیغ میغ آثار

از شعار جمال آل این عار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

معنی انما یرید الله

آن بود پیش عارف آگاه

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 160 - در تفسیر قوله تعالی: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

اگلی نظم

پادشاهانه مجلسی می ساخت

نرد صحبت به هر کسی می باخت

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 162 - در بیان آنکه چون کسی را با حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم نسبت دینی درست نباشد دعوی نسبت طینی سودی ندارد

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور