صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 162 - در بیان آنکه چون کسی را با حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم نسبت دینی درست نباشد دعوی نسبت طینی سودی ندارد

بخش 162 - در بیان آنکه چون کسی را با حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم نسبت دینی درست نباشد دعوی نسبت طینی سودی ندارد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پادشاهانه مجلسی می ساخت

نرد صحبت به هر کسی می باخت

22

برد روزی ز ذوق راهروی

ره بدان جمع سیدی علوی

33

شوکت و جاه شیخ را چو بدید

شوک آن شوکتش به سینه خلید

44

گفت هستم من آل پیغمبر

این بزرگی مرا بود در خور

55

با چنین رفعت نسب که مراست

این بزرگی نصیب شیخ چراست

66

هر خیالی که در مقابل شیخ

کرد اندیشه تافت بر دل شیخ

77

شیخ آیینه ایست لیکن کری

رویش از زنگ احتجاب بری

88

گشته در مرکز جهان مرکوز

رو به روی جهانیان شب و روز

99

هر چه ظاهر شود ز جمله جهات

منعکس گردد اندر آن مرآت

1010

پیش این شیخ اگر روی زنهار

خاطر از زشت و خوب خالی دار

1111

کانچه باشد بدان دل تو گرو

بر دل شیخ افکند پرتو

1212

گر بود زشت آه و واویلی

ور بود خوب سادگی اولی

1313

ساده نه لوح خویش پیش دبیر

تا شود از دبیر حرف پذیر

1414

تا بود لوح تو حریف حروف

کی به تحریر او شود موصوف

1515

گفت القصه شیخ با علوی

کای فروغ چراغ مصطفوی

1616

نز نسب یافت آنچه جد تو یافت

از نسب کس به قرب حق نشتافت

1717

گر نسب ساختی سرافرازش

بو لهب نیز بودی انبازش

1818

من هم این از نسب نیافته ام

لیک در پیروی شتافته ام

1919

مصطفی را ز فضل ربانی

گشته ام در متابعت فانی

2020

به ره سنتش فرو شده ام

تا به حدی که جمله او شده ام

2121

هستی من در او چو او برسید

حق به محبوبی خودم بگزید

2222

شیخ مهنه که در فضای وجود

کس ازو مه نبود ز اهل شهود

2323

بود صافی ز رنگ کبر و ریا

تافت زو عکس کبریای خدا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همچو این جاهلان جاه طلب

که غلو کرده در علو نسب

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 161 - در مذمت آن طایفه شقاوت مال که خود را آل نبی و اهل بیت او شمرند صلی الله علیه و علی آله و سلم: و حال آنکه نباشند. قال صلی الله علیه و سلم: لعن الله الداخل فینا بغیر نسب و الخارج عنا بغیر سبب

اگلی نظم

با نبی گفت ایزد متعال

که به امت رسان به لطف مقال

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 163 - تفسیر قوله تعالی: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور