صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 18 - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است

بخش 18 - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

دل شه چون هوا پرست بود

ملک دین را ز وی شکست بود

2

دلش از شاهدان ساده عذار

در تمنای بوس و ذوق کنار

3

پاکی از خصم بر کنار نهد

بوسه بر تیغ آبدار دهد

4

قبله شاه شاهد ظفر است

کز همه شاهدان جمیل تر است

5

نخل بالاش رمح تیز گذار

بر صف صفداران کوه وقار

6

چشم شهلای او به سرمه سیاه

سرمه او غبار نعل سپاه

7

غمزه او سنان سینه شکاف

سینه پردلان روز مصاف

8

طلعتش آفتاب تیغ صیقل

غازیان را به روز فتح دلیل

9

هر که بر طلعتش گشاد نظر

بست دیده ز شاهدان دگر

10

الله الله که راست این شاهد

چه بلا دلرباست این شاهد

11

دل صد کس به خون بیالاید

تا یکی را جمال بنماید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر در بارگاه یا سر راه

داد خواهد ز من به ناله و آه

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 17 - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کرد

اگلی نظم

شب که رهبان دیر شماسی

تازه کردی لباس عباسی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 19 - حکایت شبروی محمود غزنوی و از هر کس خبر بدی و نیکی خود پرسیدن و از بدی بریدن و بر نیکی آرمیدن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور