صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 50 - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاری

بخش 50 - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاری

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

عارفی بود در زمین هری

نام او سکه نگین هری

22

همتش دست در خدای زده

بر همه خلق پشت پای زده

33

یکی از سفلگان بازاری

نقد بازار او دل آزاری

44

پیش عارف دم ارادت زد

زان ارادت در سعادت زد

55

صبح تا شام خدمتش کردی

خوان کشیدی و سفره آوردی

66

لیک چون سفله بود و طبع پرست

بود آن پیش چشم او پیوست

77

روزه بگشاد روزی از خوانش

ریگی آمد ازان به دندانش

88

آن همه خدمت و ارادت او

گشت مغلوب رسم و عادت او

99

گویی آن ریگ بود سنگ فسان

کرد ازان سنگ تیز تیغ زبان

1010

لطف و احسان خود شمار گرفت

هر یکی را نه صد هزار گرفت

1111

که فلان چاشتت چه آوردم

یا فلان شب چه خدمتت کردم

1212

زان مزعفر برنجها که ز قند

داشت شیرینیش به جان پیوند

1313

زان حلاوای شکر و بادام

لب و دندان ازان رسیده به کام

1414

زان ترش آشهای صفرا کش

برده طعمش ز اهل صفرا هش

1515

عارف از گفت و گوی او آشفت

می شنیدم که زیر لب می گفت

1616

که دو سه سال دیگ شویه خویش

که به میل دل دو رویه خویش

1717

داده بود از هوای گوناگون

کرد در یک تغاره جمع اکنون

1818

همه را ریخت بهر خجلت من

بر سر و روی و ریش و سبلت من

1919

این چه آلودگیست کامد پیش

زین سفیهم ز نفس ساده خویش

2020

به همه آب های روی زمین

نتوان یافتن خلاص از این

2121

هیچ کس آشنای سفله مباد

منت آش و نان او مگشاد

2222

خون دل به ز دیده پالودن

که ز پالوده اش لب آلودن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاعری را به خواجه ممدوح

که بر او ریخت بدره های فتوح

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 49 - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح

اگلی نظم

جامی از شعر و شاعری باز آی

با خموشی ز شعر دمساز آی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 51 - خاتمه کتاب

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور