صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 27 - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شست

بخش 27 - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شست

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خواست تا آفتابه زر خویش

به بر او فرستد از بر خویش

2

باز گفتا مبادا گرداند

کش چنان دیدم و خجل ماند

3

بر فقیران گرد خود یکسر

کرد قسمت چل آفتابه زر

4

پیرزن گشت بهره مند از وی

کس نبرده به قصه او پی

5

کرد نوشیروان شه عادل

نیمروزی به بام خود منزل

6

دید بر پشت بام همسایه

پیر زالی فقیر و بی مایه

7

قامت کوژ و کوزه ای در دست

چون وی از روزگار دیده شکست

8

نه ورا نایژه نه دسته به جای

نه تهی کایستد به آن بر پای

9

خواست تا حیله ای برانگیزد

کآب از آنجا به روی خود ریزد

10

کوزه زان حیله ها که می انگیخت

می فتاد آب بر زمین می ریخت

11

چشم نوشیروان چو آن را دید

از مژه اشک مرحمت بارید

12

گفت بر خود که وای بر ما باد

خشم خلق و خدای بر ما باد

13

که به پهلوی ما فقیری را

عمر بگذشته گنده پیری را

14

نبود کوزه ای به دست درست

که به آن روی خود تواند شست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زد حکیمی به حکم جود قدم

ریخت در جیب زن هزار درم

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 26 - حکایت معامله و مقاوله حکم با زن

اگلی نظم

سنجر بن ملکشه آن شه راد

که در جود بر زمانه گشاد

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 28 - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور