صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 26 - حکایت معامله و مقاوله حکم با زن

بخش 26 - حکایت معامله و مقاوله حکم با زن

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

زد حکیمی به حکم جود قدم

ریخت در جیب زن هزار درم

2

چند روزی کزان گذشت حکیم

خواست از زن حساب صره سیم

3

گفت هر جا که سایلی زد بانگ

رفت در کار سایلان یک دانگ

4

دانگ دیگر به میهمانان رفت

به رفیقان و مهربانان رفت

5

آنچه ماند از همه ذخیره خویش

کردم از بهر روز تیره خویش

6

گفت دانا به شرع جود و عطا

آنچه گفتی به من خطاست خطا

7

هر چه دادی همان ذخیره توست

روشنی بخش روز تیره توست

8

وانچه از بهر خود نهادستی

جای در جیب و کیسه دادستی

9

زان شود کار وارثی به رواج

یا کند دست حادثی تاراج

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیش سوداییان تخت و جلال

نیست جز تاج جود رأس المال

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 25 - گفتار در فضیلت جود و کرم

اگلی نظم

خواست تا آفتابه زر خویش

به بر او فرستد از بر خویش

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 27 - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور