صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 66 - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان

بخش 66 - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

کیست درعالم ز عاشق زارتر

نیست کار از کار او دشوارتر

22

نی غم یار از دلش زایل شود

نی تمنای دلش حاصل شود

33

مایه آزار او بیگاه و گاه

طعنه بدخواه و پند نیکخواه

44

چون سلامان آن نصیحت ها شنید

جامه آسودگی بر خود درید

55

خاطرش از زندگانی تنگ شد

سوی نابود خودش آهنگ شد

66

چون حیات مردنی در خور بود

مردگی از زندگی خوشتر بود

77

روی با ابسال در صحرا نهاد

در فضای جانفشانی پا نهاد

88

پشته پشته هیمه از هر جا برید

جمله را یکجا فراهم آورید

99

جمع شد زان پشته ها کوهی بلند

آتشی در پشته و کوه او فکند

1010

هر دو از دیدار آتش خوش شدند

دست هم بگرفته در آتش شدند

1111

شه نهانی واقف آن حال بود

همتش بر کشتن ابسال بود

1212

بر مراد خویشتن همت گماشت

سوخت او را و سلامان را گذاشت

1313

بود آن غش بر زر و این زر خوش

زر خوش خالص بماند و سوخت غش

1414

چون زر مغشوش در آتش فتد

گر شکستی اوفتد بر غش فتد

1515

کار مردان دارد از یزدان نصیب

نیست این از همت مردان غریب

1616

پیش صاحب همت این ظاهر بود

هر که بی همت بود منکر بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هست شرط پادشاهی چار چیز

حکمت و عفت شجاعت جود نیز

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 65 - در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است

اگلی نظم

دین پرستی کوره آتش به پیش

گرم چون آتش به کسب و کار خویش

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 67 - حکایت آن منافق و آن مؤمن صادق که ردای وی را در ردای خود پیچیده در کوره آتش نهاد و ردای منافق بسوخت و ردای مؤمن سالم بماند

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور