صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 36 - در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب گفتار نیک کردار ناچار است از وزیر مشیر به رعایت رعایا و عنایت به کافه برایا ناگزیر است

بخش 36 - در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب گفتار نیک کردار ناچار است از وزیر مشیر به رعایت رعایا و عنایت به کافه برایا ناگزیر است

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شاه را آنچنان که نیست گزیر

از فقیهی به راه شرع مشیر

2

از وزیر آنچنان گزیرش نیست

هر کسی لیک دلپذیرش نیست

3

به وزیری کسی بود در خور

کز همه بعد شه بود برتر

4

مقبلی مشفقی نکوکاری

نیک کردار و راست گفتاری

5

دلش از حال دیو و دد آگاه

دستش از مال نیک و بد کوتاه

6

با صغیران خورد غم پدری

با کبیران زند دم پسری

7

همه را خویش خویش پندارد

خویش را سینه ریش نگذارد

8

باشد از وزر اشتقاق وزیر

سر این اشتقاق سهل مگیر

9

وزر بار وزیر بارکش است

خاطر او به زیر بار خوش است

10

می کشد بار خلق بر در شاه

می شودشان ز ظلم شاه پناه

11

می کشد بار شه به ضبط امور

تا نیفتد ز خلق بر شه زور

12

نکند تیره عالم از توره

نفکند تخم سعی در شوره

13

از کفایتگری نپیچد سر

بر کفایتگران نبندد در

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حاجیان را به وقت حج افتاد

ره به درالخلافه بغداد

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 35 - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود

اگلی نظم

ابن عباد آن بری ز عناد

یار عباد و سازگار عباد

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 37 - حکایت آن بد سرشت که به صاحب عباد نامه نوشت که فلان مالدار مرده است و از وی مال خطیر مانده و بجز یک طفل صغیر وارثی ندارد و جواب نوشتن صاحب عباد به وی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور