صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 45 - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودند

بخش 45 - معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود در عهد بوعلی سینا

آن به کنه اصول طب بینا

2

ز آل بویه یکی ستوده خصال

شد ز ماخولیا پریشان حال

3

بانگ می زد که کم بود در ده

هیچ گاوی به سان من فربه

4

آشپز گر پزد هریسه ز من

گرددش گنج سیم کیسه ز من

5

زود باشید و حلق من ببرید

به دکان هریسه پز سپرید

6

صبح تا شام حال او این بود

با حریفان مقال او این بود

7

نگذشتی ز روز و شب دانگی

که چو گاوان نبودیش بانگی

8

که به زودی به کارد یا خنجر

بکشیدم که می شوم لاغر

9

تا به جایی رسید کو نه غذا

خورد از دست هیچ کس نه دوا

10

اهل طب راه عجز بسپردند

استعانت به بوعلی بردند

11

گفت سویش قدم نهید از راه

مژده گویان که بامداد پگاه

12

که رسد بهر کشتنت به شتاب

شنه در دست خواجه قصاب

13

رفت ازین مژده زور گرانیها

کرد اظهار شادمانی ها

14

بامدادان که بوعلی برخاست

شد سوی منزلش که گاو کجاست

15

آمد و خفت در میان سرای

که منم گاو هان و هان پیش آی

16

بوعلی دست و پاش سخت ببست

کارد بر کارد تیز کرد و نشست

17

برد قصاب وار کف سویش

دید هنجار پشت و پهلویش

18

گفت کین گاو لاغر است هنوز

مصلحت نیست کشتنش امروز

19

چند روزیش بر علف بندید

یک زمانش گرسنه مپسندید

20

تا چو فربه شود برانم تیغ

نبود افسوس ذبح او و دریغ

21

دست و پایش ز بند بگشادند

خوردنی هاش پیش بنهادند

22

هر چه دادندش از غذا و دوا

همه را خورد بی خلاف و ابا

23

تا چو گاوان ازان شود فربه

شد خود او از خیال گاوی به

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به یکی از ملوک سامانی

داشت دوران طبیبی ارزانی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 44 - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کرد

اگلی نظم

شعر چه بود نوای مرغ خرد

شعر چه بود مثال ملک ابد

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 46 - گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور