صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 62 - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن

بخش 62 - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شاه یونان چون سلامان را بدید

کو به ابسال و وصالش آرمید

2

عمر رفت و زین خسارت بس نکرد

وز ضلالت روی دل واپس نکرد

3

ماند خالی زافسر شاهی سرش

تا که گردد سربلند از افسرش

4

تخت را افکند در پا بخت او

تا کف پای که بوسد تخت او

5

در درون افتاد ازین غم آتشش

وقت شد زین حال ناخوش ناخوشش

6

بر سلامان قوت همت گذاشت

تا ز ابسالش بکلی باز داشت

7

لحظه لحظه جانب او می شتافت

لیک نتوانستی از وی بهره یافت

8

روی او می دید و جانش می طپید

لیک با وصلش نیارستی رسید

9

زین تغابن در ره سخت اوفتاد

خر بمرد و بر زمین رخت اوفتاد

10

مرد مفلس را ازین بدتر چه غم

گنج در پهلو و کیسه بی درم

11

تشنه را زین سختر چه بود عذاب

چشمه پیش چشم و لب محروم از آب

12

اهل دوزخ را چه محنت زین بتر

آتش اندر جان و جنت در نظر

13

بر سلامان چون شد این محنت دراز

شد در راحت به روی وی فراز

14

شد بر او روشن که آن هست از پدر

تا مگر زان ورطه اش آرد بدر

15

ترس ترسان در پدر آورد روی

توبه کار و عذر خواه و عفو جوی

16

آری آن مرغی که باشد نیکبخت

آخر آرد سوی اصل خویش رخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کوهکن کانبازی پرویز کرد

روی در شیرین شورانگیز کرد

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 61 - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه

اگلی نظم

از حکیمی کرد شاگردی سؤال

کای مهندس کیست فرزند حلال

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 63 - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور