صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »خردنامه اسکندری
  4. »بخش 77 - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخی

بخش 77 - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخی

شاعر: جامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سراسیمه ای خانه در بلخ داشت

که بر مردگان گریه تلخ داشت

2

در آن شهر بی گریه کم زیستی

به خون بهر هر مرده بگریستی

3

به هر حلقه غم که پرداختی

از اشک چو لعلش نگین ساختی

4

نصیحتگری گفت با او نهفت

که ای هر کس از حال تو در شگفت

5

تو را این همه گریه زار چیست

نه مزدوری این گونه بیگار چیست

6

مریز اشک خود را به هر خاک کوی

که این آب چشم است نی آب جوی

7

بخندید دیوانه کای بیخرد

که شاخ قبولت بود بیخ رد

8

من این گریه از بهر خود می کنم

نه از مرگ هر نیک و بد می کنم

9

به مردن هر آن زنده کز پا فتاد

ازان مردن خویشم آمد به یاد

10

ز غم آتش افتاد در جان من

شد از دود پر چشم گریان من

11

ازان آتشم دود خیزد ز چشم

وز آن دودم این آب ریزد ز چشم

12

زهی مرد نادان که از مرگ خویش

نگردد جگرپاره و سینه ریش

13

نگرید ز درد دل خود به خون

غم دل به آن گریه ندهد برون

14

بیا ساقیا تا جگر خون کنیم

وز این می قدح را جگرگون کنیم

15

که غمدیده را آه و زاری به است

جگرخواری از میگساری به است

16

بیا مطربا کز طرب بگذریم

ز چنگ طرب تارها بردریم

17

ز چنگ اجل چون نشاید گریخت

ز چنگ رب تار باید گسیخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رباطیست گیتی دو در ساخته

پی رهروان رهگذر ساخته

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 76 - در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رود

اگلی نظم

بیا جامی ای عمرها برده رنج

ز خاطر برون داده این پنج گنج

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 78 - به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور