حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 434غزل شمارهٔ 434شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ستیہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستیوان گه برو که رستی از نیستی و هستی2نقل کریںگر جان به تن ببینی مشغول کار او شوهر قبلهای که بینی بهتر ز خودپرستی3نقل کریںبا ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باشبیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی4نقل کریںدر مذهب طریقت خامی نشان کفر استآری طریق دولت چالاکی است و چستی5نقل کریںتا فضل و عقل بینی بیمعرفت نشینییک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی6نقل کریںدر آستان جانان از آسمان میندیشکز اوج سربلندی افتی به خاک پستی7نقل کریںخار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهدسهل است تلخی می در جنب ذوق مستی8نقل کریںصوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیزای کوتهآستینان تا کی درازدستی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختیلطف کردی سایهای بر آفتاب انداختیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 433اگلی نظمبا مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستیتا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 435زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستیدو دست را برافشان بیزار شو ز هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933دی عهد و توبه کردی امروز درشکستیدی بحر تلخ بودی امروز گوهرستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2946با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستیتا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 435آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانپریا حضرتیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختیلطف کردی سایهای بر آفتاب انداختیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 433
اگلی نظمبا مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستیتا بیخبر بمیرد، در دردِ خودپرستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 435
ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستیدو دست را برافشان بیزار شو ز هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2933