حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 433غزل شمارهٔ 433شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابانداختیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختیلطف کردی سایهای بر آفتاب انداختی22نقل کریںتا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضتحالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی33نقل کریںگویِ خوبی بردی از خوبانِ خَلَّخ شاد باشجام کیخسرو طلب، کافراسیاب انداختی44نقل کریںهرکسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باختزان میان پروانه را در اضطراب انداختی55نقل کریںگنج عشق خود نهادی در دل ویران ماسایهٔ دولت بر این کنج خراب انداختی66نقل کریںزینهار از آب آن عارض که شیران را از آنتشنهلب کردی و گردان را در آب انداختی77نقل کریںخواب بیداران ببستی وآن گه از نقش خیالتهمتی بر شبروان خیل خواب انداختی88نقل کریںپرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوهگاهوز حیا حور و پری را در حجاب انداختی99نقل کریںباده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جمشاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی1010نقل کریںاز فریب نرگس مخمور و لعل مِیپرستحافظ خلوتنشین را در شراب انداختی1111نقل کریںوز برای صید دل در گردنم زنجیر زلفچون کمند خسرو مالک رقاب انداختی1212نقل کریںداور داراشکوه ای آن که تاج آفتاباز سر تعظیم بر خاک جناب انداختی1313نقل کریںنصرة الدّین شاه یحیی آن که خصم ملک رااز دم شمشیر چون آتش در آب انداختی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممخمور جام عشقم، ساقی بده شرابیپُر کن قدح که بی مِی، مجلس ندارد آبیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 432اگلی نظمای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستیوان گه برو که رستی از نیستی و هستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 434◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممخمور جام عشقم، ساقی بده شرابیپُر کن قدح که بی مِی، مجلس ندارد آبیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 432
اگلی نظمای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستیوان گه برو که رستی از نیستی و هستیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 434