شاعر: حافظ
زمین
من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 371
عالم بیخبری بود بهشت آبادم
تا به هوش آمدم از عرش به فرش افتادم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5613
بیخودی داشت ز فکرِ دو جهان آزادم
تا به هوش آمدم از عرش به فرش افتادم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5614
زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
ناز بُنیاد مَکُن تا نَکَنی بُنیادَم
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 316