حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 237غزل شمارهٔ 237شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رنمیایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنفس برآمد و کام از تو بر نمیآیدفغان که بختِ من از خواب در نمیآید22نقل کریںصبا به چشمِ من انداخت خاکی از کویشکه آبِ زندگیم در نظر نمیآید33نقل کریںقدِ بلندِ تو را تا به بَر نمیگیرمدرختِ کام و مرادم به بَر نمیآید44نقل کریںمگر به رویِ دلارایِ یارِ ما ور نیبه هیچ وجه دگر کار بر نمیآید55نقل کریںمقیمِ زلفِ تو شد دل که خوش سَوادی دیدوز آن غریبِ بلاکش خبر نمیآید66نقل کریںز شَستِ صدق گشادم هزار تیرِ دعاولی چه سود یکی کارگر نمیآید77نقل کریںبسم حکایتِ دل هست با نسیمِ سحرولی به بختِ من امشب سحر نمیآید88نقل کریںدر این خیال به سر شد زمانِ عمر و هنوزبلایِ زلفِ سیاهت به سر نمیآید99نقل کریںز بس که شد دلِ حافظ رمیده از همه کسکنون ز حلقهٔ زلفت به در نمیآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآیدعمرِ بگذشته به پیرانه سرم بازآیدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 236اگلی نظمجهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشیدهِلال عید در ابرویِ یار باید دیدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 238◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز دل خیال میانش به در نمیآیدز لفظ معنی پیچیده بر نمیآیدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4004خیال روی تو از دل به در نمیآیدکه خودپرست ز آیینه بر نمیآیدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4005ز دل بر آمدم و کار بر نمیآیدز خود برون شدم یار در نمیآیدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 64◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجارژنگ آقاجریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمجهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشیدهِلال عید در ابرویِ یار باید دیدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 238