صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 79

غزل شمارهٔ 79

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: شت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
کُنون که می‌دَمَد از بوستان، نَسْیمِ بِهِشْت
مَن و شَرابِ فَرَح‌بَخْش و یارِ حورسِرِشْت

Now, that the fragrant breeze of Paradise bloweth from the rose garden. I and the wine, joy-giving and the Beloved angel.

22
گِدا چِرا نَزَنَد لافِ سَلْطَنَت، امروز؟
که خِیْمِه، سایِهٔ اَبْر است و بَزْمْگَه، لَبِ کِشْت

To-day, why boasteth not the beggar of empire? For his pavilion is the Cloud’s shade; and his banquet place, the field’s border.

33
چَمَن، حِکایَتِ اُرْدیبِهِشْت می‌گوید
نَه عاقِل است که نِسْیِه، خَرید و نَقْد، بِهِشْت

The sward uttereth the tale of the April: No Aref is he, who purchased a loan; and let go cash.

44
بِه مِی، عِمارَتِ دِل کُن که این جَهانِ خَراب
بَر آن سَر است که از خاکِ ما بِسازَد خِشْت

With wine make the building of the heart. For this evil world Is bent on that it may make a brick of our dust.

55
وَفا مَجوی ز دُشْمَن که پَرتوی نَدَهَد
چو شَمْعِ صومعه اَفْروزی از چِراغِ کِنِشْت

From the enemy, seek not fidelity. For, a feeble ray it giveth not, When thou kindlest the candle of the cloister from the lamp of the church.

66
مَکُن به نامه‌سیاهی، مَلامَتِ مَنِ مَسْت
که آگَه است که تَقْدیر بر سَرَش چه نِوِشْت؟

For recorded blackness, reproach not me intoxicated: Who knoweth what Fate hath written on his head?

77
قَدَم، دَریغ مَدار از جِنازِهٔ «حافِظ»
که گرچه غَرْقِ گُناه است می‌رَوَد به بِهِشْت

From the bier of Hafez, keep not back thy foot: For though he be immersed in sin, he goeth to paradise.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت

بِشْکَسْت عَهْد، وَز غَمِ ما، هیچ غَم نَداشت

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 78

اگلی نظم

عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!

که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 80

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

فرخی - رحمه الله تعالی - وی نیز در ایام دولت یمین الدوله بود و از فواضل انعامات وی مالی خطیر به دست آورد و عزیمت تماشای سمرقند کرد.

چون نزدیک آن خطه رسید قطاع طریق هرچه داشت ببردند، به سمرقند درآمد و خود را ظاهر نکرد روزی چند آنجا بود، این قطعه را بگفت و بازگشت:

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 7 - فرخی

چو عشق بر دوجهان حرف اتحاد نوشت

چه فرق از حرم کعبه تا حریم کنشت

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30

مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت

مرا که مست و خرابم چه کعبه و چه کنشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1827

ز بوی زلف تو باغ آنچنان معطر گشت

که خاک مشک تر و داغ لاله عنبر گشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1832

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00