شرطست که بهر ضبط آداب و رسوم
خیزد بعد از نبی امام معصوم
زاجماع چه گویی به علی بازگرای
مه جای نشین مهر باشد نه نجوم
زمین
آنم که به عهد عشقبازی گروم
حاشا که به غیر عشقبازی گروم
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 8
بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم
پیشانی شیر برنویسیم رقوم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1178
قومیکه چو آفتاب دارند قدوم
در صدق چو آهنند و در لطف چو موم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1271
آوردهاند که پادشاهی بود، عالمی، عادلی، خدای ترسی، رعیت پرسی خداوندا! پادشاه عهد ما را برداد و عدل و انصاف ثابت دار و آن پادشاه را امیران بودند. بعضی اهل قلم که تدبیر ملک را از مدبرات امر تعلیم کرده بودند. قلمشان چون قلم فرشته در دست راست، نرفتی الا به خیرات. مکرو تزویر و مظلوم شکنی را زهره نبودی که گرد دفتر و قلمشان گشتی. دفترهای ایشان، در دیوان روشنایی دادی، همچون نامهٔ مؤمنان در دیوان قیامت و بعضی بندگان، اهل شمشیر و عَلَمْ بودند، جانباز.
در رزم چو آهنیم و در بزم چو موم
رومیمجالس سبعهالمجلس الثالثحکایت
ای گوهر کانِ فضل و دریای علوم
وز رای تو دُرِّ دُرجِ گردون منظوم
عطارمختارنامهباب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعینشمارهٔ 6
فارسی متن کا ماخذ: گنجور