فرزند عزیز، قرةالعین کبیر
بادات خدا در همه احوال نصیر
بپذیر به یادگار این نسخه ز من
میکن نظری درو ولی یاد بگیر
میخواست پدر که با تو باشد همه عمر
اما چه توان کرد؟ چنین بد تقدیر
زمین
ای آمده سوی بیدلان دیر به دیر
وز سنگدلی به خونشان گشته دلیر
جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 16
بر مائده جهان چه برنا و چه پیر
باشد پی لقمه ای به صد محنت اسیر
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 52
ای آمده ز آسمان درین عالم دیر
و آورده خبرهای سموات به زیر
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 872
با همت باز باش و یا هیبت شیر
در مخزن جان درآی با دیدهٔ سیر
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 885
زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر
دل شیشهٔ پرخون شود از ضربت تیر
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 902
فارسی متن کا ماخذ: گنجور