صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »رباعیات
  4. »رباعی شمارهٔ 37

رباعی شمارهٔ 37

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: یست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 21

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست

در آرزوی روی تو خونابه گریست

2

بیچاره بمانده‌ام، دریغا! بی تو

بیچاره کسی که بی تواش باید زیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گردنده فلک دلیر و دیر است که هست

غرنده بسان شیر و دیر است که هست

عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 36

اگلی نظم

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست

مستان شده‌اند و هیچ می پیدا نیست

عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 38

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر دیده که روزی به جمالت نگریست

چون از تو جدا ماند چرا خون نگریست

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 27

ابر آمد و زار بر سرِ سبزه گریست

بی بادهٔ گُلرنگ نمی‌شاید زیست

خیام»ترانه‌های خیام (صادق هدایت)»ذرات گردنده [73-57]»رباعی 61

ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست

بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 8

آنکس که بروی خواب او رشک پریست

آمد سحری و بر دل من نگریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142

با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست

بی‌هیچ زیان ناله و فریاد تو چیست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 235

تا در دل من صورت آن رشک پریست

دلشاد چو من در همهٔ عالم کیست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 262

دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست؟

جانش چو منم عجب که بی‌جان چون زیست؟

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 325

دوش از سر لطف یار در من نگریست

گفتا بی‌ما چگونه بتوانی زیست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 333

زان روز که چشم من به رویت نگریست

یک دم نگذشت کز غمت خون نگریست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 340

عشقی که از او وجود بی‌جان میزیست

این عشق چنین لطیف و شیرین از چیست

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 364

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور