صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1565

غزل شمارهٔ 1565

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هر کجا شمع تماشای تو روشن می‌شود

از زمین تا آسمان آیینه خرمن می‌شود

2

ما ضعیفان لغزشی داریم اگررفتار نیست

سایه را از پا فتادن پای رفتن می‌شود

3

موج گوهر با همه شوخی ندارد اضطراب

سعی چون بی‌مقصد افتد آرمیدن می‌شود

4

بسکه غفلت درکمین انقلاب آگهی‌ست

تاکسی چشمی‌کند بیدار خفتن می‌شود

5

گر چنین افسردن دل عقده‌ها آرد به بار

دانهٔ ما ریشه گل ناکرده خرمن می‌شود

6

فتنه‌ای دارد جهان ما و من کز آفتش

زندگانی عاقبت مشتاق مردن می‌شود

7

طبع ظالم از ریاضت عیب‌پوش عالم است

آهن قاتل چو لاغرگشت سوزن می‌شود

8

از فروغ جوهر بی‌اعتباریها مپرس

شمع ما در خانهٔ خورشید روشن می‌شود

9

آفت برق فنا را چاره نتوان یافتن

این‌گلستان هرچه دارد وقف گلخن می‌شود

10

صنعت خونریزی تیغش تماشاکردنی‌ست

بسمل ما می‌فشاند بال وگلشن می‌شود

11

فصل مختار است اما عجز پر بی‌دست و پاست

من نخواهم او شدن هرچند او من می‌شود

12

پیری و اشک ندامت همچو صبح و شبنم است

بیدل آخر حاصل از هر شیر، روغن می‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

طبع خاموشان به نور شرم روشن می‌شود

درچراغ حسن گوهر آب روغن می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1564

اگلی نظم

باد صحرای جنون هرگه‌ گل‌افشان می‌شود

جیبم از خود می‌رود چندانکه دامان می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1566

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود

آب در آهن چو لنگر کرد آهن می‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2714

سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شود

آنچه زنگ دیگران، آیینهٔ من می‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2715

در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود

بخت چون باشد چراغ از آب روشن می‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2716

آتش شوق طلب آنجا که روشن می‌شود

گر همه مژگان به هم آریم دامن می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1563

طبع خاموشان به نور شرم روشن می‌شود

درچراغ حسن گوهر آب روغن می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1564

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور