صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2691

غزل شمارهٔ 2691

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری

کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری

2

صد عشق و هوس داریم، صد دام و قفس داریم

تا نیم نفس داریم کم نیست گرفتاری

3

پوشیدن اسرارست ای شخص حباب اینجا

عریانی دیگر نیست‌ گر جامه فرود آری

4

غمازی اگر ننگست باید مژه پوشیدن

بیرنگ نمی‌آید از آینه‌ ستاری

5

در غیبت نیک و بد نقدست مکافاتت

آخر به چه روی است این‌ کز پشت برون آری

6

آگاهی و جهل از ما تمییز نمی‌خواهد

بی‌چشمی مژگانیم کو خواب و چه بیداری

7

در مرکز تسلیم است اقبال بلندیها

سر بر فلکم اما از آبله دستاری

8

ما ذرهٔ موهومیم اما چه توان‌ کردن

تشویش‌ کمی‌ها هم‌ کم نیست ز بسیاری

9

فریاد ز افلاسم‌ کاری نگشود آخر

بی‌ناخنی‌ام خون کرد از خجلت سرخاری

10

پرهیز میسر نیست از مخترع اوهام

چون چشم بتان عام است بیدادی و بیماری

11

بار نفس بیدل بر دوش دل افتاده‌ست

دل این همه سنگین نیست وقتست‌ که برداری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری

آبله‌ای ‌کو که نهم در قدم خویش سری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2690

اگلی نظم

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2692

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

افتاد دل و جانم در فتنه طراری

سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2567

امشب پریان را من تا روز به دلداری

در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2595

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2596

گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2597

ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2598

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2599

گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری

تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2600

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3207

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 779

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور