صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2600

غزل شمارهٔ 2600

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
22
غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخر
آن طره که دل دزدد ماننده طراری
33
در سوخته جان زن از آهن و از سنگش
در پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
44
بفروز چنین شمعی در خانه همی‌گردان
باشد که نهان باشد او از پس دیواری
55
اندر پس دیواری در سایه خورشیدش
در نیم شب هجران بگشود مرا کاری
66
در خانه همی‌گشتم در دست چنین شمعی
تا تیره شد این شمعم از تابش انواری
77
گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جان
در بی‌نمکی چون ره بردم به نمکساری
88
ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزنده
وی از تو جهان زنده چون یافتمت باری
99
در حال نهانی شد پنهان چو معانی شد
چون گوهر کانی شد غیرت شده ستاری
1010
من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر در
وین طعنه زنان بر من هم یافته بازاری
1111
از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزی
چون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل واری
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2599

اگلی نظم

ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری

وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2601

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داری

کز یک دو تپش با خاک چون آبله همواری

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2691

ترسا بچه‌ای شنگی زین نادره دلداری

زین خوش نمکی شوخی، زین طرفه جگرخواری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 779

افتاد دل و جانم در فتنه طراری

سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2567

امشب پریان را من تا روز به دلداری

در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2595

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2596

گر روی بگردانی تو پشت قوی داری

کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2597

ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2598

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری

وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2599

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری

واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3207

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00