صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2241

غزل شمارهٔ 2241

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: نگم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نمی‌دانم هجوم آباد سودای چه نیرنگم

که از تنگی گریبان خیالش می درد رنگم

2

مگربر هم توانم زد صف جمعیت رنگی

به رنگ شمع یکسر تیغم و با خویش در جنگم

3

ز خلق بی مروت بس که دیدم سخت رویی‌ها

نگه در دیده نتوان یافت ممتاز از رگ سنگم

4

نمی‌یابم به غیر از نیست‌گشتن صیقلی دیگر

چه سازم ریختند آیینه‌ام چون سایه از رنگم

5

جنون بوی گل در غنچه‌ها پنهان نمی‌ماند

نفس بر خود گریبان می‌درد در سینهٔ تنگم

6

تنک ظرفی چو من درمحفل امکان نمی‌باشد

که چون گل شیشه‌ها باید شکست از گردش رنگم

7

به میزان گرانقدر شرر سنجیده‌ام خود را

مگر از خود برآیی ناتوانی‌گشت همسنگم

8

طرب هیچ است می‌بالم‌، الم وهم است و می‌نالم

به هر رنگی که هستم اینقدر سامان نیرنگم

9

مبادا هیچکس تهمت خطاب نسبت هستی

که من زین نام خجلت صد عرق آیینهٔ ننگم

10

به این هستی قیامت طرفی اوهام را نازم

ز دور نه فلک باید کشیدن کاسهٔ بنگم

11

به حکم عشق معذورم گر از دل نشنوی شورم

نفس دزدیدن صورم قیامت دارد آهنگم

12

به وهم عافیت چون غنچه محروم ازگلم بیدل

شکستی کو که رنگ دامن او ریزد از چنگم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز بس گرد وحشت گرفته است تنگم

به یک پا چو شمع ایستاده است رنگم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2240

اگلی نظم

مزرع تسلیم ادب حاصلم

سر نکشد گردن آب و گلم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2242

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شدم دیوانه وان طفل پری پیکر نزد سنگم

کنون زین غصه چون دیوانگان با خویش در جنگم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 603

به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگم

مشو غایب ‌که چون آیینه از رخ می‌پرد رنگم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2236

به رنگ‌گلشن ازفیض حضورت عشرت آهنگم

مشو غایب‌ که چون آیینه از رخ می‌پرد رنگم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2237

چکیدنهای اشکم یا شکست شیشهٔ رنگم

نفس دزدیده می‌نالم نمی‌دانم چه آهنگم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2238

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور