صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1905

غزل شمارهٔ 1905

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ

مرکز افتاد برون بس که شد این دایره تنگ

2

ساغر قسمت هر کس ازلی می‌باشد

شیشه می می‌کشد اول زگداز دل تنگ

3

آگهی‌ گر نبود وحشت ازین دشت ‌کراست

آهو از چشم خود است آینهٔ داغ پلنگ

4

غرهٔ عیش مباشید که در محفل دهر

شیشه‌ای نیست‌ که قلقل نرساند به ترنگ

5

عشق اگر رنگ شکست دل ما پردازد

موی چینی شکند خامهٔ تصویر فرنگ

6

فکر تنهایی‌ام از بس به تأمل پیچید

زانو از موی سرم آینه‌ گم ‌کرد به زنگ

7

بی تو از هستی من ‌گر همه تمثال دمد

آب آیینه ز جوهر کند ایجاد نهنگ

8

بیخود جام نگاه تو چو بال طاووس

یک خرابات قدح می‌کشد ازگردش رنگ

9

هرکجا حسرت دیدار تو شد ساز بیان

نفس از دل چو سحر می‌دمد آیینه به چنگ

10

از ادبگاه دلم نیست گذشتن بیدل

پای تمثال من از آینه خورده‌ست به سنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

اگلی نظم

ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

چو اشک شمع چکیده‌ست خونم آنسوی رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1906

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از در بسته و دیوار بلند تو به تنگ

آمده با در و دیوارم ازین غصه به جنگ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 213

ای که چون غنچه دلی دارم از اندوه تو تنگ

همچو گل چند دورو باشی و چون لاله دو رنگ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 552

ای سنایی نشود کار تو امروز چو چنگ

تا به خدمت نشوی و نکنی قامت چنگ

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 98 - در مدح سرهنگ امیر محمد هروی

می شود دایره خلق ز بیماری تنگ

زین سبب چشم تو پیوسته بود بر سر جنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5225

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور