صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 806

غزل شمارهٔ 806

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابرداشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

نیشی تا علم همت عنقا برداشت

کلهی بود که ما را ز سرما برداشت

22

ازگرانباری این قافله‌ها هیچ مپرس

کوه یک نالهٔ ما بر همه اعضا برداشت

33

وصل مقصد چه‌قدر شکر طلب می‌خواهد

شمع اینجا نتوانست سر از پا برداشت

44

زندگی فرصت درس شرر آسان فهمید

منتخب نقطه‌ای از نسخهٔ عنقا برداشت

55

تا نفس هست ازین دامگه آزادی نیست

تهمتی بود تجرد که مسیحا برداشت

66

یک سر و این همه سودا چه قیامت‌ سازیست

حق فرصت نفسی بود اداها برداشت

77

دوری فطرت از اسرار حقیقت ازلیست

گوهر این عقده جاوید ز دریا برداشت

88

اوج قدر همه بر ترک علایق ختم است

آسمان نیز دلی داشت ز دنیا برداشت

99

دور پیمانهٔ خودداری ما آخر شد

امشب آن قامت افراخته مینا برداشت

1010

زین خرامی‌ که غبارش همه اجزای دل است

خواهد ایینه سر از راه تو فردا برداشت

1111

تیغ بیداد تو بر خاک شهیدان وفا

سرم افکند به آن ناز که‌ گویا برداشت

1212

سیر این انجمنم وقف‌گدازی‌ست چو شمع

بار دوش مژه باید به تماشا برداشت

1313

چقدر عالم بیدل به خیال آمده‌ایم

هرکه بر ما نظری کرد دل از ما برداشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت

گام اول چون شرر خود را به جای پا گذاشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 805

اگلی نظم

یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت

عمر در آشفتگی‌ چون سر به زیر مو گذشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 807

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت

سقف این میکده را جوش من از جا برداشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1618

از دلم عشق به جامی غمی دنیا برداشت

نتوان پنبه چنین از سر مینا برداشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1619

عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت

هرکه مجنون تو شد سلسله از پا برداشت

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور