صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 805

غزل شمارهٔ 805

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اگذاشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت

گام اول چون شرر خود را به جای پا گذاشت

2

وارث دیگر ندارد دودمان زندگی

هرکه‌حسرت‌برد اپن‌جا عبرتی‌بر ماگذاشت

3

درتماشای تو چون آ‌بینه از جنس شعور

آنچه با ما بود حیرت بود و چشمی واگذاشت

4

الوداع ای نغمهٔ فرصت‌، ‌کز افسون امل

عشرت امروز ما بنیاد بر فردا گذاشت

5

بی‌نیازیهای یأس از بهر ما سامان نکرد

آنقدر دستی که نتوان دامن دلها گذاشت

6

بعد ازین دربند گوهر خاک می‌باید شدن

قطر ما رقص موجی داشت در دریا گذاشت

7

در گداز خود چو اخگر فیض مرهم دیده‌ایم

می‌توان خاکستر ما را به داغ ما گذاشت

8

همت ما را دماغ بی‌نشانی هم نبود

خودنمایی اینقدر سر در پی عنقا گذاشت

9

سجده شکر فنا خاص جبین شمع نیست

هرکه طی‌کرد این بیابان سر به زیر پا گذاشت

10

جور طفلان هم بهار راحت دیوانه است

سر به سنگی می‌نهد گر دامن صحرا گذاشت

11

گر عروج آهنگی‌، از زندانگه گردون برآ

می سراپا نشئه شد تا دامن مینا گذاشت

12

شب ز برق بیخودی چون‌کاغذ آتش‌زده

سوختم چندان که داغت بر تن من جا گذاشت

13

چو سپند از درد و داغ بی‌کسی‌هایم مپرس

دود آهی داشتم رفت و مرا تنها گذاشت

14

هرکه زد بیدل به سیر وادی حیرت قدم

گام اول حسرت رفتن چو نقش پا گذاشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییست

از خون شهیدانت در رنگ حنا بوییست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 804

اگلی نظم

نیشی تا علم همت عنقا برداشت

کلهی بود که ما را ز سرما برداشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 806

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور