صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 239

غزل شمارهٔ 239

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما
تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما
22
فیض‌ها می‌جوشد از خاک بهار بیخودی
صبح‌فرش است ازشکست رنگ در بستان‌ما
33
در تماشایت به رنگ شمع هرجا می‌رویم
دیدهٔ ما یک‌قدم پیش است از مژگان ما
44
محوگردیدن علاج اضطراب دل نکرد
ازتحیر سر به سر یک موج شد توفان ما
55
از شهادت انتظاران بساط حیرتیم
زخمها واماندن چشم است در میدان ما
66
منزل مقصود گام اول افتادگی‌ست
همچواشک ای‌کاش لغزیدن‌شود جولان ما
77
دور جامی زین چمن چون‌گل نصیب ما نشد
رنگ ناگردیده‌، آخر می‌شود دوران ما
88
سوخت پیش از ما درین محفل چراغ انتظار
دیدهٔ یعقوب نایاب است درکنعان ما
99
مطرب ساز تظلم پرده‌دار خوی‌کیست
شعله می‌پوشد جهان از نالهٔ عریان ما
1010
هستی موهوم غیر از نفی اثباتی نداشت
رفتن ماگرد پیداکرد از دامان ما
1111
چشم تابرهم زنم اشکی به‌خون غلتیده است
بسمل ایجاد است بیدل جنبش مژگان ما
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 238

اگلی نظم

نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما

یک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 240

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 150

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما

نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 290

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 292

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 238

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00