عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونارممنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق تو از بس که جنون آرم مناز آتش و سنگ، جوی خون آرم من2نقل کریںگر یک سنگی است در همه عالم و بسزان سنگ به همّتت برون آرم من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دل غم تو به جان توانست کشیدخوش خوش ز همه جهان توانست بریدعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 30اگلی نظمگه پیش در تو در سجود آمدهامگه بر سر آتشت چو عود آمدهامعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون دل غم تو به جان توانست کشیدخوش خوش ز همه جهان توانست بریدعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 30
اگلی نظمگه پیش در تو در سجود آمدهامگه بر سر آتشت چو عود آمدهامعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 32