عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ریدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون دل غم تو به جان توانست کشیدخوش خوش ز همه جهان توانست برید22نقل کریںدر راه تو آب روی بفروخت همهتا آتش مهر تو توانست خرید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان رسته ازین قالب صد لون به استدل جسته ازین نفس چو فرعون به استعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 29اگلی نظمدر عشق تو از بس که جنون آرم مناز آتش و سنگ، جوی خون آرم منعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 31◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمهرویان را یکان یکان برشمریدباشد به غلط نام مه ما ببریدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 831◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان رسته ازین قالب صد لون به استدل جسته ازین نفس چو فرعون به استعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 29
اگلی نظمدر عشق تو از بس که جنون آرم مناز آتش و سنگ، جوی خون آرم منعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 31