عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ودامدهامصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگه پیش در تو در سجود آمدهامگه بر سر آتشت چو عود آمدهام2نقل کریںمستی مرا امید هشیاری نیستکز عشق تو مست در وجود آمدهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق تو از بس که جنون آرم مناز آتش و سنگ، جوی خون آرم منعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 31اگلی نظمکو کوی تو تا به فرق بشتافتمیپس روی ز هرچه هست بر تافتمیعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق تو از بس که جنون آرم مناز آتش و سنگ، جوی خون آرم منعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 31
اگلی نظمکو کوی تو تا به فرق بشتافتمیپس روی ز هرچه هست بر تافتمیعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 33