عطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشازتوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از تو2نقل کریںچون تو سر زندگی نداری اینجادر پای تو مُردم و شدم پیش از تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشیعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 5اگلی نظمپروانه به شمع گفت: چون خوش افتادحالی که مرا با چو تو سرکش افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشیعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 5
اگلی نظمپروانه به شمع گفت: چون خوش افتادحالی که مرا با چو تو سرکش افتادعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 7