عطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 7شمارهٔ 7شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شافتادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپروانه به شمع گفت: چون خوش افتادحالی که مرا با چو تو سرکش افتاد2نقل کریںگویند که در سوخته افتد آتشاین سوختهٔ تو چون در آتش افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از توعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 6اگلی نظمپروانه به شمع گفت: کیفر بردیموز دستِ تو جان یک ره دیگر بردیمعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 8ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از توعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 6
اگلی نظمپروانه به شمع گفت: کیفر بردیموز دستِ تو جان یک ره دیگر بردیمعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 8