عطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 5شمارهٔ 5شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارمباشیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشی2نقل کریںدَرْ رو به میان آتش و پاک بسوزگر میخواهی که در کنارم باشی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپروانه به شمع گفت: عیدِ تو خوش استقربانم کن که من یزیدِ تو خوش استعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 4اگلی نظمپروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از توعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 6ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپروانه به شمع گفت: عیدِ تو خوش استقربانم کن که من یزیدِ تو خوش استعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 4
اگلی نظمپروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از توعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 6