عطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 4شمارهٔ 4شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدتوخوشاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپروانه به شمع گفت: عیدِ تو خوش استقربانم کن که من یزیدِ تو خوش است2نقل کریںهم وعدهٔ تو خوش و وعید تو خوش استتو شاهدِ ما و ما شهیدِ تو خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپروانه به شمع گفت: «از روزِ نخستچون کشته شوم بر سرت از عهد درستعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 3اگلی نظمپروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشیعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 5ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپروانه به شمع گفت: «از روزِ نخستچون کشته شوم بر سرت از عهد درستعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 3
اگلی نظمپروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشیعطار»مختارنامه»باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه»شمارهٔ 5