عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ممیایمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیمپیش از دو جهان به یک قدم میآیم22نقل کریںاز ما نتوان گریخت از خود بگریزکآنجا که روی با تو به هم میآیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: ای وطن بگرفتهدو کون به هم ز جان و تن بگرفتهعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 35اگلی نظمدی گفت: چو تو صد به زیانی سوزمتا می چه کنم که ناتوانی سوزمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 37◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: ای وطن بگرفتهدو کون به هم ز جان و تن بگرفتهعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 35
اگلی نظمدی گفت: چو تو صد به زیانی سوزمتا می چه کنم که ناتوانی سوزمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 37