عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیفكنیمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: در جنون میفکنیمجان میسوزیم و تن به خون میفکنیم2نقل کریںبنشین تو برون که در درونت ره نیستتا هرچه درونست برون میفکنیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: روز و شب غمناکیتا بنشستی بر درِ ما بی باکیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 15اگلی نظمدوش آمد و صبر از دلِ درویشم رفتآرام زعقلِ حکمت اندیشم رفتعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: روز و شب غمناکیتا بنشستی بر درِ ما بی باکیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 15
اگلی نظمدوش آمد و صبر از دلِ درویشم رفتآرام زعقلِ حکمت اندیشم رفتعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 17