عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشمرفتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و صبر از دلِ درویشم رفتآرام زعقلِ حکمت اندیشم رفت2نقل کریںچون حیرت من بدید یک دم بنشستدرخوابِ خوشم کرد و خوش از پیشم رفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: در جنون میفکنیمجان میسوزیم و تن به خون میفکنیمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 16اگلی نظمدوش آمد و گفت: بی قراری شب و روزبیکار نشسته در چکاری شب و روزعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: در جنون میفکنیمجان میسوزیم و تن به خون میفکنیمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 16
اگلی نظمدوش آمد و گفت: بی قراری شب و روزبیکار نشسته در چکاری شب و روزعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 18